روابط میان موجر و مستاجر از مهمترین و رایجترین روابط قراردادی در زندگی روزمره افراد است. با توجه به افزایش قیمت املاک و گسترش زندگی شهری، بخش قابل توجهی از مردم در قالب قرارداد اجاره، از املاک مسکونی، تجاری یا اداری استفاده میکنند. همین گستردگی باعث شده است که اختلافات ناشی از این رابطه نیز بسیار شایع باشد. یکی از مهمترین و حساسترین این اختلافات، دعوای تخلیه ملک است؛ دعوایی که میتواند تبعات مالی، اجتماعی و حتی روانی جدی برای طرفین به همراه داشته باشد.
در نگاه نخست، ممکن است تصور شود که تخلیه ملک موضوعی ساده است: مدت اجاره به پایان میرسد و مستاجر باید ملک را تحویل دهد. اما در عمل، موضوع به این سادگی نیست. گاهی مستاجر به دلیل مشکلات مالی قادر به تأمین مسکن جدید نیست، گاهی موجر به دلیل نیاز شخصی یا فروش ملک اصرار به تخلیه فوری دارد، و در مواردی نیز اختلاف بر سر پرداخت اجارهبها، خسارات وارده به ملک یا بازگرداندن مبلغ ودیعه، فرآیند تخلیه را پیچیده میکند. همین پیچیدگیها سبب میشود که دعوای تخلیه به یکی از پرتکرارترین پروندهها در شورای حل اختلاف و دادگاههای حقوقی تبدیل شود.
از منظر حقوقی، قرارداد اجاره یک عقد لازم است؛ یعنی تا زمانی که مدت آن پایان نیافته یا یکی از اسباب قانونی فسخ ایجاد نشده باشد، طرفین ملزم به رعایت مفاد آن هستند. بنابراین موجر نمیتواند صرفاً به دلیل تغییر نظر یا افزایش قیمت بازار، مستاجر را مجبور به تخلیه کند. در مقابل، مستاجر نیز نمیتواند بدون رعایت شرایط قراردادی و قانونی، از تحویل ملک پس از پایان مدت خودداری کند. تعادل میان این حقوق و تکالیف، اساس نظام حقوقی اجاره را تشکیل میدهد.
جهت دریافت مشاوره حقوقی فوری با وکیل پایه یک دادگستری کلیک کن
موضوع زمانی حساستر میشود که تخلیه به صورت فوری درخواست میشود. بسیاری از موجران تصور میکنند مالکیت به آنها اختیار مطلق برای بازپسگیری ملک میدهد، در حالی که قانون برای تخلیه شرایط و تشریفات مشخصی تعیین کرده است. اقدام خودسرانه مانند تعویض قفل، قطع آب و برق یا ممانعت از ورود مستاجر، میتواند تبعات حقوقی و حتی کیفری برای موجر به همراه داشته باشد. از سوی دیگر، مقاومت غیرقانونی مستاجر در برابر تخلیه نیز میتواند موجب صدور حکم و تحمیل هزینههای دادرسی شود.
همچنین باید توجه داشت که وضعیت ملک (مسکونی یا تجاری)، نوع قرارداد (رسمی یا عادی)، وجود یا عدم وجود شاهد، و نحوه تنظیم مفاد قرارداد، نقش تعیینکنندهای در سرعت و نتیجه دعوای تخلیه دارد. بهویژه در املاک تجاری که ممکن است مشمول مقررات مربوط به سرقفلی یا حق کسب و پیشه باشند، موضوع تخلیه ابعاد پیچیدهتری پیدا میکند.
در نهایت، اختلافات موجر و مستاجر و بهویژه دعوای تخلیه، تنها یک اختلاف ساده قراردادی نیست؛ بلکه موضوعی است که مستقیماً با حق سکونت، سرمایه مالی و امنیت اقتصادی طرفین ارتباط دارد. آگاهی از مقررات قانونی و اقدام از مسیر صحیح حقوقی، مهمترین عامل برای پیشگیری از خسارات و طولانی شدن دعاوی در این حوزه است.
دعوای تخلیه چیست؟
دعوای تخلیه، دعوایی حقوقی است که با هدف الزام مستاجر به تخلیه و تحویل ملک به موجر مطرح میشود. این دعوا زمانی شکل میگیرد که موجر معتقد است مستاجر دیگر حق قانونی برای ادامه تصرف در ملک ندارد؛ خواه به دلیل پایان مدت اجاره، خواه به علت تخلف از مفاد قرارداد یا تحقق یکی از اسباب قانونی فسخ.
در واقع، تخلیه به معنای پایان دادن به تصرف مستاجر و بازگرداندن ملک به مالک در چارچوب قانون است. برخلاف تصور عمومی، مالکیت به تنهایی مجوز تخلیه فوری و خودسرانه را ایجاد نمیکند. حتی اگر مدت قرارداد پایان یافته باشد، موجر برای بازپسگیری ملک باید از مسیر قانونی اقدام کند.
ارکان دعوای تخلیه
برای طرح دعوای تخلیه، معمولاً وجود چند عنصر ضروری است:
-
وجود رابطه استیجاری میان طرفین
-
انقضای مدت اجاره یا تحقق تخلف قانونی
-
استمرار تصرف مستاجر پس از ایجاد حق تخلیه
-
درخواست رسمی موجر از مرجع صالح
در صورتی که این ارکان وجود داشته باشد، موجر میتواند درخواست صدور دستور تخلیه یا حکم تخلیه را مطرح کند.
موارد شایع طرح دعوای تخلیه
دعوای تخلیه معمولاً در شرایط زیر مطرح میشود:
-
پایان مدت اجاره و عدم تمدید قرارداد
-
عدم پرداخت اجارهبها
-
انتقال ملک به غیر بدون اجازه موجر
-
تغییر کاربری برخلاف قرارداد
-
ورود خسارت جدی به ملک
-
استفاده نامشروع از ملک
در هر یک از این موارد، موجر باید بتواند ادعای خود را اثبات کند.
تفاوت تخلیه با فسخ قرارداد
تخلیه با فسخ تفاوت دارد. فسخ به معنای برهم زدن قرارداد به دلیل وجود حق قانونی است، در حالی که تخلیه نتیجه عملی پایان رابطه استیجاری است. در بسیاری از موارد، پس از فسخ قرارداد، موجر برای اجرای نتیجه آن ناچار به طرح دعوای تخلیه خواهد بود.
دعوای تخلیه در املاک مسکونی و تجاری
در املاک مسکونی، فرآیند تخلیه معمولاً سادهتر و سریعتر است، بهویژه اگر شرایط صدور دستور تخلیه فراهم باشد. اما در املاک تجاری، بهخصوص در مواردی که موضوع سرقفلی یا حق کسب و پیشه مطرح است، دعوای تخلیه پیچیدهتر میشود و ممکن است پرداخت حقوقی به مستاجر شرط اجرای تخلیه باشد.
مرجع رسیدگی به دعوای تخلیه
رسیدگی به دعوای تخلیه معمولاً در شورای حل اختلاف محل وقوع ملک انجام میشود، مگر در موارد خاص که در صلاحیت دادگاه عمومی حقوقی باشد. انتخاب مرجع صالح و تنظیم صحیح دادخواست نقش مهمی در سرعت رسیدگی دارد.
انواع تخلیه در قانون
تخلیه ملک در نظام حقوقی ایران یک مفهوم واحد و ساده نیست، بلکه بسته به شرایط قرارداد، نوع ملک و سبب درخواست، اشکال متفاوتی دارد. شناخت انواع تخلیه در قانون برای موجر و مستاجر اهمیت زیادی دارد؛ زیرا هر نوع تخلیه، تشریفات، مرجع رسیدگی و آثار حقوقی خاص خود را دارد. در ادامه مهمترین انواع تخلیه را بررسی میکنیم.
1. تخلیه به علت پایان مدت اجاره
رایجترین نوع تخلیه، تخلیه به دلیل انقضای مدت اجاره است. در قراردادهای مدتدار، با پایان یافتن مدت، رابطه استیجاری نیز خاتمه مییابد، مگر آنکه طرفین آن را تمدید کنند.
در این حالت:
-
اگر قرارداد شرایط قانونی لازم را داشته باشد، امکان درخواست دستور تخلیه فوری وجود دارد.
-
اگر شرایط فراهم نباشد، موجر باید دادخواست صدور حکم تخلیه مطرح کند.
ملاک اصلی در این نوع تخلیه، پایان رسمی مدت تعیینشده در قرارداد است.
2. تخلیه به علت عدم پرداخت اجارهبها
در صورتی که مستاجر از پرداخت اجارهبها خودداری کند، موجر میتواند اقدام قانونی انجام دهد. معمولاً ابتدا اظهارنامه رسمی برای مطالبه اجاره ارسال میشود. اگر بدهی پرداخت نشود، موجر میتواند:
-
دعوای مطالبه اجاره معوقه
-
یا دعوای تخلیه به علت تخلف از پرداخت اجارهبها
را مطرح کند.
در برخی موارد، دادگاه به مستاجر فرصت پرداخت میدهد، اما در صورت استمرار تخلف، حکم تخلیه صادر میشود.
3. تخلیه به علت تخلف از شروط قرارداد
اگر مستاجر برخلاف شروط مندرج در قرارداد عمل کند، موجر میتواند درخواست تخلیه نماید. از جمله:
-
انتقال منافع به غیر بدون اجازه
-
تغییر کاربری ملک (مثلاً تبدیل مسکونی به تجاری)
-
ایجاد خسارت عمده به ملک
-
استفاده غیرقانونی یا نامشروع از ملک
در این نوع تخلیه، اثبات تخلف بر عهده موجر است.
4. تخلیه فوری (دستور تخلیه)
دستور تخلیه نوعی رسیدگی سریع و بدون ورود ماهوی گسترده است که در شرایط خاص صادر میشود. برای صدور دستور تخلیه معمولاً لازم است:
-
قرارداد کتبی باشد
-
مدت اجاره مشخص شده باشد
-
قرارداد به امضای طرفین رسیده باشد
-
دو شاهد آن را امضا کرده باشند
در صورت وجود این شرایط، موجر میتواند درخواست دستور تخلیه فوری کند و روند رسیدگی سریعتر خواهد بود.
5. تخلیه با حکم دادگاه
اگر شرایط دستور تخلیه فراهم نباشد، موجر باید دادخواست رسمی طرح کند. در این حالت، دادگاه یا شورای حل اختلاف پس از بررسی ادله، رأی صادر میکند. این نوع تخلیه زمانبرتر است و رسیدگی ماهوی کامل انجام میشود.
6. تخلیه در املاک تجاری
در املاک تجاری، بهویژه در مواردی که موضوع سرقفلی یا حق کسب و پیشه مطرح باشد، تخلیه شرایط خاصتری دارد. در برخی موارد:
-
پرداخت حق کسب و پیشه شرط تخلیه است
-
یا مستاجر دارای حقوق مالی مستقل از مدت قرارداد است
بنابراین تخلیه در املاک تجاری معمولاً پیچیدهتر از املاک مسکونی است.
7. تخلیه به علت نیاز شخصی موجر
در برخی موارد خاص، موجر ممکن است به دلیل نیاز شخصی (مثلاً سکونت خود یا فرزندانش) درخواست تخلیه کند. در این حالت، موجر باید ضرورت و شرایط قانونی را اثبات کند و صرف ادعا کافی نیست.
8. تخلیه به علت تخریب و بازسازی ملک
اگر ملک نیاز به تخریب اساسی یا بازسازی داشته باشد، ممکن است موجر بتواند تقاضای تخلیه کند. البته این موضوع مستلزم رعایت تشریفات قانونی و در برخی موارد پرداخت حقوق مستاجر است.
تفاوت دستور تخلیه و حکم تخلیه
دستور تخلیه
دستور تخلیه معمولاً در قراردادهای اجارهای صادر میشود که شرایط خاص قانونی را دارند، از جمله:
-
قرارداد کتبی
-
تعیین مدت مشخص
-
امضای موجر و مستاجر
-
داشتن دو شاهد
در این حالت، رسیدگی سریعتر بوده و بدون ورود ماهوی گسترده، دستور تخلیه صادر میشود.
حکم تخلیه
در صورتی که شرایط دستور تخلیه فراهم نباشد، موجر باید دادخواست تخلیه مطرح کند و پس از رسیدگی قضایی و صدور رأی، حکم تخلیه صادر میشود. این فرآیند زمانبرتر است.
مرجع صالح برای رسیدگی به دعوای تخلیه
تعیین مرجع صالح برای رسیدگی به دعوای تخلیه از نخستین و مهمترین گامها در طرح صحیح دعواست. اگر دادخواست در مرجع نامناسب ثبت شود، ممکن است با صدور قرار عدم صلاحیت مواجه شده و رسیدگی با تأخیر انجام شود. به همین دلیل، شناخت مرجع صالح از نظر ذاتی و محلی اهمیت اساسی دارد.
صلاحیت محلی: محل وقوع ملک ملاک است
در دعاوی مربوط به اموال غیرمنقول، از جمله تخلیه، اصل بر این است که دعوا باید در مرجع قضایی محل وقوع ملک مطرح شود. بنابراین:
-
اگر ملک در تهران باشد، رسیدگی در مرجع صالح همان حوزه قضایی انجام میشود.
-
اگر ملک در شهر یا استان دیگری واقع باشد، همان حوزه محل وقوع ملک صلاحیت دارد، حتی اگر موجر و مستاجر در شهر دیگری سکونت داشته باشند.
این قاعده آمره است و توافق برخلاف آن معمولاً پذیرفته نمیشود.
شورای حل اختلاف؛ مرجع اصلی دعاوی تخلیه مسکونی
در بسیاری از موارد، بهویژه در خصوص املاک مسکونی، مرجع رسیدگی به دعوای تخلیه شورای حل اختلاف محل وقوع ملک است. شورا معمولاً صلاحیت رسیدگی به:
-
درخواست دستور تخلیه
-
دادخواست حکم تخلیه
-
مطالبه اجارهبهای معوقه تا نصاب قانونی
را دارد.
رسیدگی در شورا نسبت به دادگاه عمومی معمولاً سادهتر و سریعتر انجام میشود.
دادگاه عمومی حقوقی؛ در چه مواردی صالح است؟
در برخی موارد، دعوای تخلیه در صلاحیت دادگاه عمومی حقوقی قرار میگیرد، از جمله:
-
زمانی که موضوع با دعاوی پیچیدهتری مانند سرقفلی یا حق کسب و پیشه همراه باشد
-
زمانی که دعوا خارج از صلاحیت شورا باشد
-
در صورت وجود اختلافات مالکیتی همزمان با تخلیه
در این موارد، رسیدگی ماهوی گستردهتری انجام میشود و فرآیند ممکن است زمانبرتر باشد.
مرجع صدور دستور تخلیه فوری
در قراردادهایی که شرایط قانونی لازم را دارند (قرارداد کتبی، مدت مشخص، امضای طرفین و دو شاهد)، موجر میتواند درخواست صدور دستور تخلیه فوری کند. این درخواست نیز معمولاً در شورای حل اختلاف محل وقوع ملک مطرح میشود.
رسیدگی در این حالت شکلی است و اگر شرایط فراهم باشد، دستور تخلیه بدون ورود به ماهیت اختلاف صادر میشود.
تخلیه در املاک تجاری
در املاک تجاری، بهویژه در مواردی که بحث سرقفلی یا حق کسب و پیشه مطرح است، مرجع رسیدگی ممکن است دادگاه عمومی حقوقی باشد. این نوع دعاوی معمولاً پیچیدهتر بوده و نیازمند رسیدگی دقیقتر است.
نقش اجرای احکام
پس از صدور دستور یا حکم تخلیه، اجرای آن توسط واحد اجرای احکام همان مرجع صادرکننده رأی انجام میشود. اجرای تخلیه بدون صدور دستور رسمی و طی مراحل قانونی امکانپذیر نیست.
حقوق موجر در دعوای تخلیه
موجر حق دارد:
-
در صورت پایان مدت، ملک خود را تحویل بگیرد.
-
در صورت عدم پرداخت اجاره، طرح دعوا کند.
-
خسارات ناشی از تخلف مستاجر را مطالبه نماید.
-
از محل ودیعه (رهن) مطالبات خود را کسر کند (در چارچوب قانون).
با این حال، موجر حق ندارد رأساً و بدون حکم مرجع قضایی، اقدام به تعویض قفل یا بیرون کردن مستاجر کند. این اقدام میتواند عنوان ممانعت از حق یا ورود غیرقانونی داشته باشد.
حقوق مستاجر در برابر دعوای تخلیه
مستاجر نیز دارای حقوق قانونی است، از جمله:
-
حق استفاده از ملک تا پایان مدت اجاره
-
حق دریافت کامل مبلغ ودیعه همزمان با تخلیه
-
حق اعتراض به تخلیه غیرقانونی
-
حق مطالبه هزینههای ضروری انجامشده در ملک (در صورت شرایط قانونی)
اگر موجر بدون استرداد ودیعه درخواست تخلیه کند، اجرای تخلیه معمولاً منوط به تأمین یا پرداخت مبلغ ودیعه خواهد بود.
نقش ودیعه (رهن) در فرآیند تخلیه
در بسیاری از قراردادها، مبلغی به عنوان ودیعه یا رهن پرداخت میشود. تخلیه ملک معمولاً همزمان با بازگرداندن این مبلغ انجام میشود. در صورت اختلاف درباره خسارات یا بدهی اجاره، ممکن است بخشی از ودیعه به عنوان تضمین نزد مرجع قضایی تودیع شود.
مراحل طرح دعوای تخلیه
طرح دعوای تخلیه نیازمند رعایت تشریفات قانونی مشخصی است. بسیاری از پروندههای تخلیه به دلیل نقص در مدارک، انتخاب نادرست مرجع یا عدم رعایت مراحل قانونی با تأخیر یا حتی رد مواجه میشوند. آشنایی دقیق با مراحل طرح دعوا میتواند روند رسیدگی را تسهیل کرده و از اطاله دادرسی جلوگیری کند.
در ادامه، مراحل اصلی طرح دعوای تخلیه به صورت گامبهگام بررسی میشود.
1. بررسی قرارداد و وضعیت حقوقی ملک
نخستین گام، بررسی دقیق قرارداد اجاره و شرایط قانونی آن است. در این مرحله باید مشخص شود:
-
آیا مدت اجاره به پایان رسیده است؟
-
آیا قرارداد کتبی و دارای امضای طرفین و شهود است؟
-
آیا مستاجر مرتکب تخلفی شده است؟
-
آیا ملک مسکونی است یا تجاری؟
تشخیص این موارد تعیین میکند که باید درخواست دستور تخلیه فوری مطرح شود یا دادخواست حکم تخلیه.
2. ارسال اظهارنامه (در صورت لزوم)
در برخی موارد، بهویژه در تخلیه به علت عدم پرداخت اجارهبها یا تخلف از شروط قرارداد، ارسال اظهارنامه رسمی به مستاجر توصیه میشود. اظهارنامه:
-
به مستاجر اخطار رسمی میدهد
-
فرصتی برای پرداخت بدهی یا رفع تخلف ایجاد میکند
-
در صورت عدم اقدام مستاجر، به عنوان دلیل در دادگاه قابل استناد است
اگرچه در همه موارد الزامی نیست، اما از نظر حقوقی اقدام مناسبی پیش از طرح دعوا محسوب میشود.
3. ثبت دادخواست یا درخواست دستور تخلیه
پس از فراهم شدن شرایط، موجر باید از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی اقدام به ثبت درخواست کند. نوع درخواست به شرایط بستگی دارد:
-
اگر شرایط قانونی فراهم باشد → درخواست دستور تخلیه
-
اگر شرایط کامل نباشد → دادخواست صدور حکم تخلیه
در این مرحله باید مدارک زیر ارائه شود:
-
اصل یا تصویر قرارداد اجاره
-
مدارک مالکیت
-
کارت شناسایی
-
رسیدهای مربوط به اجاره (در صورت مطالبه معوقه)
4. ارجاع پرونده به مرجع صالح
پرونده به شورای حل اختلاف یا دادگاه عمومی حقوقی محل وقوع ملک ارجاع میشود. مرجع رسیدگی با توجه به نوع درخواست، روند رسیدگی را آغاز میکند.
در دستور تخلیه، رسیدگی معمولاً سریع و شکلی است.
در حکم تخلیه، جلسه رسیدگی تشکیل شده و طرفین فرصت دفاع خواهند داشت.
5. رسیدگی و صدور رأی
در صورت درخواست دستور تخلیه و وجود شرایط قانونی، دستور معمولاً در مدت کوتاهی صادر میشود.
در دعاوی صدور حکم تخلیه:
-
جلسه رسیدگی برگزار میشود
-
دفاعیات مستاجر استماع میشود
-
در صورت لزوم، بررسی اسناد و دلایل انجام میگیرد
-
رأی صادر میشود
در این مرحله ممکن است مستاجر به رأی اعتراض کند که موجب ورود پرونده به مرحله تجدیدنظر میشود.
6. پرداخت یا تأمین ودیعه (رهن)
در بسیاری از موارد، اجرای تخلیه منوط به استرداد مبلغ ودیعه به مستاجر است. موجر باید:
-
مبلغ ودیعه را آماده پرداخت کند
-
یا آن را در صندوق دادگستری تودیع نماید
بدون تأمین این مبلغ، اجرای تخلیه معمولاً انجام نمیشود.
7. صدور اجراییه و اجرای حکم
پس از قطعیت حکم یا صدور دستور تخلیه، پرونده به اجرای احکام ارسال میشود. اجرای احکام:
-
اخطار تخلیه صادر میکند
-
مهلت قانونی برای تخلیه تعیین میکند
-
در صورت عدم تخلیه، با حضور مأمور اجرا اقدام قانونی انجام میدهد
تخلیه باید تحت نظارت مرجع اجرا و مطابق مقررات انجام شود.
نتیجهگیری
اختلافات موجر و مستاجر، بهویژه در قالب دعوای تخلیه، از پرتکرارترین و در عین حال حساسترین دعاوی حقوقی در حوزه املاک است. این نوع اختلاف تنها یک مسئله قراردادی ساده نیست، بلکه مستقیماً با حق سکونت، سرمایه مالی، امنیت اقتصادی و حتی آرامش روانی طرفین در ارتباط است. به همین دلیل قانونگذار تلاش کرده است با تعیین ضوابط مشخص، تعادلی میان حقوق موجر به عنوان مالک و حقوق مستاجر به عنوان متصرف قانونی ایجاد کند.
از یک سو، موجر حق دارد پس از پایان مدت اجاره یا در صورت تخلف مستاجر، ملک خود را بازپس گیرد. مالکیت حقی اساسی است و قانون نیز این حق را به رسمیت میشناسد. اما از سوی دیگر، این حق مطلق نیست و اعمال آن باید از مسیر قانونی انجام شود. اقدام خودسرانه برای تخلیه، نهتنها مشروع نیست، بلکه میتواند موجر را با مسئولیت حقوقی و حتی کیفری مواجه کند. بنابراین رعایت تشریفات قانونی، پیششرط اعمال حق تخلیه است.
در مقابل، مستاجر نیز باید بداند که حق استفاده از ملک محدود به مدت و شرایط قرارداد است. ادامه تصرف پس از پایان مدت یا تخلف از تعهدات قراردادی میتواند زمینه صدور حکم تخلیه و تحمیل هزینههای دادرسی را فراهم کند. دفاع مؤثر در برابر دعوای تخلیه زمانی امکانپذیر است که مستاجر به تعهدات خود پایبند بوده یا بتواند ایرادات قانونی مؤثری مطرح کند.
تفاوت میان دستور تخلیه و حکم تخلیه، صلاحیت مرجع رسیدگی، نقش ودیعه، شرایط تخلیه در املاک تجاری و آثار سرقفلی یا حق کسب و پیشه، همگی از موضوعاتی هستند که بیتوجهی به آنها میتواند موجب اشتباهات پرهزینه شود. بسیاری از اختلافات ناشی از تنظیم نادرست قرارداد، عدم درج دقیق مدت اجاره، نبود شاهد یا بیاطلاعی از مراحل قانونی است.
در نهایت، بهترین راهکار برای پیشگیری از دعوای تخلیه، تنظیم قرارداد دقیق و شفاف در ابتدای رابطه استیجاری و پایبندی به مفاد آن در طول مدت اجاره است. در صورت بروز اختلاف نیز، اقدام سریع و آگاهانه از طریق مراجع صالح و پرهیز از تصمیمات هیجانی، نقش تعیینکنندهای در حفظ حقوق طرفین دارد.
دعوای تخلیه زمانی به نتیجه مطلوب میرسد که با شناخت دقیق قوانین، رعایت تشریفات قانونی و اتخاذ راهبرد حقوقی مناسب همراه باشد. آگاهی حقوقی نهتنها از بروز اختلافات شدید جلوگیری میکند، بلکه در صورت طرح دعوا نیز مسیر رسیدگی را کوتاهتر، شفافتر و کمهزینهتر خواهد ساخت.
جهت اطلاع از حق شفعه در املاک چیست؟ با 09212242670 تماس بگیرید.
نظرات