قرارداد مشارکت در ساخت یکی از رایجترین شیوههای نوسازی و بهرهبرداری از املاک، بهویژه در شهرهای بزرگ، محسوب میشود. افزایش قیمت زمین و هزینههای سنگین ساختوساز باعث شده بسیاری از مالکان توان مالی احداث ساختمان جدید را نداشته باشند و در مقابل، سازندگان نیز بدون داشتن زمین قادر به شروع پروژه نیستند. نتیجه این شرایط، شکلگیری رابطهای حقوقی میان مالک و سازنده است که هر یک آورده متفاوتی دارند: مالک زمین را تأمین میکند و سازنده سرمایه، تخصص فنی و مدیریت اجرایی را به عهده میگیرد. در پایان پروژه نیز واحدهای ساختهشده میان طرفین تقسیم میشود. در ظاهر، این توافق ساده و برد ـ برد به نظر میرسد، اما در عمل از پیچیدهترین قراردادهای حوزه املاک به شمار میرود.
بخش قابل توجهی از دعاوی ملکی در محاکم قضایی مربوط به اختلافات ناشی از قرارداد مشارکت در ساخت است. علت این امر آن است که پروژه ساختمانی یک فرآیند کوتاهمدت نیست؛ معمولاً چندین سال طول میکشد و در طول این مدت عوامل متعددی مانند تغییر قیمت مصالح، نوسانات بازار مسکن، تغییر ضوابط شهرداری، مشکلات مالی سازنده یا اختلاف میان ورثه مالک میتواند تعادل اولیه قرارداد را برهم بزند. اگر متن قرارداد از ابتدا پیشبینیهای لازم را نکرده باشد، هر یک از این عوامل میتواند پروژه را متوقف کرده و سرمایه طرفین را در معرض خطر قرار دهد.
جهت دریافت مشاوره حقوقی فوری با وکیل پایه یک دادگستری کلیک کن
اشتباه رایج بسیاری از مالکان این است که مهمترین بخش قرارداد را درصد مشارکت میدانند؛ مثلاً 60 به 40 یا 50 به 50. در حالی که تجربه پروندههای حقوقی نشان میدهد درصد مشارکت کمترین نقش را در بروز اختلاف دارد و آنچه اهمیت اساسی دارد نحوه تنظیم تعهدات، ضمانت اجرا، زمانبندی مراحل ساخت و شرایط انتقال سند است. ممکن است مالکی درصد بالاتری از واحدها را دریافت کند، اما به دلیل نبود ضمانت اجرایی، پروژه سالها متوقف بماند و عملاً امکان استفاده از ملک را از دست بدهد. از سوی دیگر، سازندهای که هزینههای سنگین انجام داده، اگر حق قانونی انتقال سهم خود را نداشته باشد، با مشکلات جدی مالی روبهرو خواهد شد.
قرارداد مشارکت در ساخت علاوه بر قواعد عمومی قراردادها، با مقررات ثبتی، شهرداری، پیشفروش ساختمان و حتی مسئولیتهای کیفری مرتبط است. بنابراین هر بند آن میتواند آثار حقوقی گستردهای ایجاد کند. برای مثال یک وکالتنامه نامحدود ممکن است امکان انتقال ملک را فراهم کند یا عدم تعیین تکلیف پیشفروش باعث شکلگیری مسئولیت کیفری شود. بسیاری از اختلافات نه به دلیل سوءنیت طرفین، بلکه به دلیل نبود پیشبینی حقوقی صحیح در زمان تنظیم قرارداد به وجود میآید.
به همین دلیل تنظیم اصولی قرارداد مشارکت در ساخت در واقع نوعی پیشگیری از دعوا است. قراردادی که دقیق، شفاف و دارای ضمانت اجرا باشد، نهتنها مانع اختلاف میشود بلکه در صورت بروز مشکل نیز مسیر حل آن را مشخص میکند. در ادامه مهمترین نکات حقوقی که باید هنگام تنظیم این قرارداد مورد توجه قرار گیرد به صورت کاربردی بررسی میشود تا طرفین بتوانند با آگاهی کامل وارد این رابطه حقوقی شوند و سرمایه و مالکیت خود را حفظ کنند.
بررسی اولیه ملک قبل از تنظیم قرارداد
وضعیت ثبتی ملک
پایه هر مشارکت، قابلیت قانونی ساخت زمین است. اگر ملک از نظر حقوقی امکان دریافت پروانه ساخت نداشته باشد، تمام توافقات بعدی بیاثر خواهد شد. بنابراین پیش از هر مذاکرهای باید وضعیت سند و مالکیت بررسی گردد. بسیاری از پروژهها به این دلیل متوقف میشوند که بعد از امضا مشخص میشود ملک در رهن بانک بوده یا دارای معارض است.
در این مرحله صرفاً یک استعلام ساده کافی نیست، بلکه باید روشن شود ملک آزاد از هرگونه مانع انتقال و ساخت است. از جمله مهمترین مواردی که باید احراز شود عبارتاند از:
-
ملک بازداشت یا در رهن نباشد
-
در طرح شهرداری یا املاک وقفی قرار نداشته باشد
-
مالک واقعی قرارداد را امضا کند
این بررسی در واقع تضمین میکند قرارداد قابلیت اجرا دارد، نه اینکه فقط روی کاغذ باقی بماند.
بررسی ضوابط شهرداری
پس از اطمینان از مالکیت، مهمترین مسئله ظرفیت واقعی ساخت است. ارزش اقتصادی مشارکت کاملاً وابسته به تعداد طبقات و زیربنای مجاز است. در عمل بسیاری از اختلافات زمانی ایجاد میشود که توافق بر اساس تصور محلی شکل میگیرد نه مقررات شهری. ممکن است طرفین درباره ساخت چهار یا پنج طبقه توافق کنند اما شهرداری اجازه کمتری بدهد و کل تعادل اقتصادی قرارداد بههم بخورد.
بنابراین قبل از امضا باید وضعیت دقیق تراکم، سطح اشغال، عقبنشینی و پارکینگ مشخص شود. توافق درصدی بدون این اطلاعات در واقع توافقی مبهم است، زیرا سهم واقعی طرفین بعداً تغییر خواهد کرد.
تعیین دقیق آورده طرفین
ماهیت مشارکت در ساخت بر مبنای ترکیب دو سرمایه متفاوت است: زمین و هزینه ساخت. اگر مشخص نشود هر طرف دقیقاً چه تعهدی دارد، اختلاف مالی اجتنابناپذیر خواهد بود. مالک باید روشن کند ملک را در چه شرایطی تحویل میدهد و آیا بدهی یا مانع اداری وجود دارد یا خیر. در مقابل، سازنده نیز باید دقیقاً مشخص کند چه خدماتی ارائه میدهد و مسئول اخذ مجوزها و اسناد خواهد بود.
در این بخش مهمترین نکته آن است که از عبارات کلی مانند «احداث ساختمان» پرهیز شود. قرارداد باید روشن کند پروژه از ابتدا تا اخذ سند نهایی بر عهده چه کسی است؛ زیرا اختلافات عمدتاً پس از پایان پروژه و هنگام محاسبه هزینهها ظاهر میشود.
آورده مالک
باید دقیق مشخص شود مالک چه چیزی تحویل میدهد:
-
زمین آزاد از سکنه
-
تخریب بنا
-
تسویه شهرداری
-
مفاصاحساب دارایی
-
پرداخت عوارض قبلی
اگر این موارد مشخص نشود، سازنده ممکن است ماهها درگیر امور اداری شود و پروژه متوقف گردد.
آورده سازنده
نباید فقط نوشته شود «ساخت ساختمان» باید دقیق باشد:
-
تأمین کل هزینه ساخت
-
دستمزد پیمانکاران
-
هزینه بیمه
-
انشعابات
-
اخذ پایان کار
-
اخذ صورتمجلس تفکیکی
-
اخذ سند
در غیر این صورت پس از پایان پروژه اختلاف مالی قطعی است.
سهمالشرکه و نحوه تقسیم
بزرگترین اختلافات مشارکت در مرحله تحویل واحدها رخ میدهد، نه در زمان ساخت. علت این موضوع آن است که بسیاری از قراردادها فقط درصد را تعیین میکنند اما مصداق مالکیت را مشخص نمینمایند. در حالی که ارزش طبقات و واحدها برابر نیست و اگر نحوه تقسیم از ابتدا روشن نباشد، هر طرف مرغوبترین بخش را مطالبه میکند.
بنابراین یا باید واحدهای متعلق به هر طرف از ابتدا مشخص شود، یا روش انتخاب دقیق تعیین گردد؛ مثلاً انتخاب به ترتیب طبقات یا از طریق قرعه. اهمیت این بخش در آن است که اختلافات پایان پروژه معمولاً از همین نقطه آغاز میشود.
تعیین درصد کافی نیست
حتماً باید مشخص شود:
-
واحدهای متعلق به مالک
-
واحدهای متعلق به سازنده
-
پارکینگها
-
انباریها
-
واحدهای تجاری
-
قدرالسهم زمین
بهترین روش: تعیین شماره واحد نه درصد
نحوه انتقال سند
انتقال مالکیت در قرارداد مشارکت در ساخت مهمترین ابزار کنترل اجرای تعهدات است. برخلاف بسیاری از معاملات، در این قرارداد مالک زمین از همان ابتدا تمام دارایی خود را در اختیار پروژه قرار میدهد، در حالی که تعهدات سازنده در طول زمان انجام میشود. به همین دلیل اگر انتقال سند بدون برنامه انجام شود، تعادل حقوقی از بین میرود و یکی از طرفین عملاً بدون تضمین باقی میماند.
بزرگترین ریسک زمانی ایجاد میشود که مالک در ابتدای قرارداد کل سند را به نام سازنده یا اشخاص معرفیشده از سوی او منتقل کند. در این وضعیت حتی اگر پروژه متوقف شود یا سازنده توان مالی خود را از دست بدهد، بازگرداندن مالکیت بسیار دشوار خواهد بود و مالک ناچار به طرح دعوای طولانی میشود. در مقابل، اگر هیچ انتقالی صورت نگیرد سازنده نیز اطمینان کافی برای سرمایهگذاری نخواهد داشت، زیرا ممکن است پس از صرف هزینه، مالک از انتقال سهم او خودداری کند. بنابراین راهکار صحیح ایجاد یک رابطه مرحلهای میان پیشرفت پروژه و انتقال مالکیت است.
در یک قرارداد حرفهای، انتقال سند بهصورت تدریجی و متناسب با پیشرفت واقعی پروژه انجام میشود. یعنی هر بخش از مالکیت در مقابل تحقق بخشی از تعهدات سازنده منتقل میگردد. این روش باعث میشود هر دو طرف همزمان با انجام تعهدات خود امنیت حقوقی داشته باشند. مالک اطمینان پیدا میکند که قبل از اجرای کار مالکیت واگذار نشده و سازنده نیز مطمئن است پس از اجرای هر مرحله سهم او تثبیت میشود. در واقع سند در این قرارداد نقش «ضمانت اجرای عملی» را دارد نه صرفاً وسیله انتقال مالکیت.
نکته مهم دیگر آن است که انتقال باید بر اساس پیشرفت واقعی پروژه باشد نه صرف زمان. صرف گذشت چند ماه دلیل انتقال مالکیت نیست؛ بلکه باید مرحلهای از عملیات ساختمانی به پایان رسیده باشد. همچنین بهتر است انتقالها در قالب اسناد رسمی و مشروط تنظیم شوند تا در صورت توقف پروژه امکان بازگشت حقوق فراهم باشد. بسیاری از اختلافات سنگین مشارکت در ساخت ناشی از انتقال زودهنگام یا بدون شرط مالکیت است.
وکالت در مشارکت در ساخت
در قرارداد مشارکت در ساخت، مالک به سازنده وکالت میدهد تا برای انجام برخی از مراحل اجرایی یا اداری بهجای او اقدام کند. این اختیارات معمولاً شامل درخواست مجوزها، پیگیری امور شهرداری، اخذ پایانکار و انجام تشریفات مربوط به انشعابات و خدمات عمومی است. در واقع، وکالت به سازنده این امکان را میدهد که بهطور رسمی از طرف مالک در مراجع مختلف حضور پیدا کند و اقدامات لازم را انجام دهد.
انواع وکالت در مشارکت در ساخت
وکالت در مشارکت در ساخت میتواند به دو صورت مختلف تنظیم شود:
1. وکالت محدود
این نوع وکالت بهطور دقیق و مشخص برای انجام امور خاص و محدود به سازنده اعطا میشود. برای مثال، سازنده ممکن است فقط وکالت در دریافت جواز ساخت، پرداخت عوارض شهرداری، یا گرفتن انشعابات مورد نیاز از مالک دریافت کند. در این نوع وکالت، اختیارات سازنده بهطور شفاف و دقیق تعریف شده و خارج از این اختیارات، سازنده هیچگونه اجازه قانونی برای انجام اقدامات دیگر نخواهد داشت.
2. وکالت گسترده یا بلاعزل
این نوع وکالت اختیارهای بیشتری به سازنده میدهد و معمولاً برای انجام تمام امور مرتبط با پروژه، از جمله فروش واحدها، انتقال مالکیت، یا سایر تصرفات در ملک، به سازنده اعطا میشود. این نوع وکالت میتواند برای مالک خطرناک باشد زیرا امکان سوءاستفاده از آن وجود دارد و ممکن است سازنده بدون رضایت مالک، ملک را به دیگران منتقل کند.
مزایای وکالت در مشارکت در ساخت
-
صرفهجویی در زمان
در پروژههای ساختمانی، زمان نقش حیاتی دارد. وکالت به سازنده این امکان را میدهد که بدون نیاز به مراجعه مکرر به مالک، اقداماتی مانند اخذ جواز ساخت، پیگیری امورات اداری، درخواست انشعابات و امور دیگر را انجام دهد. -
سهولت در فرآیند اجرایی
با داشتن وکالت، سازنده میتواند بهصورت مستقل و بدون نیاز به حضور مالک، امور اجرایی را مدیریت کند. این امر فرآیند پروژه را تسریع کرده و از تأخیرهای احتمالی جلوگیری میکند. -
پیشگیری از مشکلات اجرایی
در بسیاری از پروژهها، مالکان توانایی پیگیری مسائل اداری و حقوقی مربوط به ساخت و ساز را ندارند. اعطای وکالت به سازنده این اطمینان را بهوجود میآورد که تمامی امور در چارچوب قوانین پیش خواهد رفت.
پیشفروش واحدها
موضوع بسیار حساس و دارای جنبه کیفری
باید دقیق تعیین شود:
-
چه کسی حق پیشفروش دارد
-
سهم چه کسی فروخته میشود
-
حساب مشترک باشد یا نه
-
نحوه هزینهکرد
عدم تعیین تکلیف = احتمال کلاهبرداری یا دعوای کیفری
بیمه و مسئولیتها
در حین ساخت حوادث زیادی رخ میدهد.
باید تعیین شود:
-
بیمه کارگران با سازنده
-
خسارت همسایه با سازنده
-
مسئولیت شهرداری با سازنده
در غیر این صورت مالک نیز مسئول خواهد بود.
مالیات و هزینههای قانونی
در قراردادهای مشارکت در ساخت، مسئله مالیات و هزینههای قانونی از جمله بخشهایی است که معمولاً به آن توجه کمتری میشود، اما اهمیت بسیار بالایی دارد. این هزینهها نهتنها تأثیر مستقیمی بر بودجه پروژه دارند، بلکه در صورت عدم پیشبینی مناسب، میتوانند منجر به اختلافات مالی و حقوقی بین طرفین شوند. به همین دلیل، تنظیم دقیق و شفاف این هزینهها در قرارداد، از بروز مشکلات بزرگ جلوگیری خواهد کرد.
در قرارداد مشارکت در ساخت، موارد مختلفی وجود دارد که باید بهطور دقیق پیشبینی شوند تا هیچیک از طرفین با مشکلات مالی روبهرو نشوند. این موارد شامل مالیات بر نقل و انتقال، مالیات ساخت و ساز، هزینههای مربوط به شهرداری، انشعابات، و سایر هزینههای قانونی است که باید در طول مدت پروژه بهطور کامل مشخص شوند.
یکی از اولین و مهمترین هزینههای قانونی که باید در قرارداد مشارکت در ساخت پیشبینی شود، مالیات بر نقل و انتقال است. وقتی که مالک زمین تصمیم به انتقال ملک خود میگیرد، باید مالیات نقل و انتقال آن را پرداخت کند. این مالیات معمولاً بر اساس قیمت خرید و فروش یا ارزش روز ملک محاسبه میشود.
در صورتی که ملک بهطور کامل منتقل شود (یعنی انتقال مالکیت بهطور رسمی انجام گیرد)، سازنده و مالک باید تعیین کنند که چه کسی مسئول پرداخت این مالیات است. بهطور معمول، مالیات نقل و انتقال بر عهده فروشنده است، اما ممکن است در برخی قراردادها طرفین توافق کنند که این هزینهها بهصورت مشترک یا بهعهده سازنده قرار گیرد.
در هر صورت، پیشبینی دقیق این هزینه در قرارداد از هرگونه ابهام یا اختلاف در آینده جلوگیری میکند و طرفین میتوانند بهطور واضح تکلیف این هزینه را مشخص کنند.
مالیات ساخت و ساز نیز یکی از هزینههای مهمی است که باید در نظر گرفته شود. در صورتی که پروژه ساختمانی شروع شود، ممکن است مالکان و سازندگان موظف به پرداخت مالیاتی برای عملیات ساخت و ساز شوند. این مالیات معمولاً مربوط به ارزش افزودهای است که در طول ساخت ایجاد میشود.
مالیات ساخت بهطور معمول توسط سازنده پرداخت میشود، اما برای جلوگیری از هرگونه اختلاف، باید این موضوع در قرارداد مشخص شود. بهویژه در مواردی که پروژه در مراحل مختلف اجرا قرار دارد، باید تعیین شود که کدام طرف مسئول پرداخت مالیات است و چطور باید این هزینهها محاسبه و پرداخت شوند.
شهرداریها بهطور معمول هزینههایی را برای انجام خدمات مختلف مانند صدور جواز ساخت، تراکم ساختمانی، تغییرات در کاربری ملک، انشعابات آب، برق و گاز و ... دریافت میکنند. این هزینهها باید در قرارداد مشارکت در ساخت بهطور شفاف مشخص شوند، تا هیچیک از طرفین مسئولیت اضافی نداشته باشند.
برای مثال، هزینههای مربوط به عوارض شهرداری مانند هزینه صدور پروانه ساخت، عوارض نوسازی، هزینههای مربوط به تعیین تراکم و تغییرات در کاربری ملک باید بهطور دقیق و بر اساس ضوابط شهرداری محاسبه و تعیین شوند. همچنین، هزینههای مربوط به انشعابات نیز میتواند برای طرفین گران تمام شود، بنابراین در قرارداد باید مشخص شود که آیا هزینههای انشعابات بر عهده سازنده است یا مالک و چطور این هزینهها تسویه خواهد شد.
انشعابات شامل آب، برق، گاز، فاضلاب و سایر خدمات زیرساختی هستند که باید برای هر پروژه ساختمانی تأمین شود. این هزینهها معمولاً بهصورت جداگانه از هزینههای ساختوساز محاسبه میشوند و به عهده سازنده یا مالک خواهد بود، بسته به توافق طرفین.
در قرارداد مشارکت در ساخت باید مشخص شود که هر یک از طرفین مسئول پرداخت این هزینهها است و فرآیند تأمین انشعابات باید چگونه پیش رود. برای مثال، ممکن است سازنده مسئول تأمین انشعابات باشد و هزینه آن را بهعنوان بخشی از هزینههای ساخت بر عهده بگیرد یا اینکه مالک مسئول پرداخت هزینههای انشعابات باشد. در هر صورت، این موضوع باید بهطور شفاف در قرارداد درج شود تا از هرگونه اختلاف مالی جلوگیری گردد.
شرایط فسخ قرارداد
فسخ در قرارداد مشارکت در ساخت یکی از مهمترین بخشهاست، زیرا این قرارداد بلندمدت است و همیشه احتمال توقف پروژه، تغییر شرایط اقتصادی یا ناتوانی یکی از طرفین وجود دارد. اگر راه خروج قانونی از ابتدا مشخص نشده باشد، طرفین ناچار به طرح دعوای پیچیده خواهند شد و پروژه برای سالها متوقف میماند. بنابراین فسخ باید نه بهعنوان نشانه بیاعتمادی، بلکه بهعنوان ابزار مدیریت بحران در قرارداد پیشبینی شود.
در این نوع قرارداد اصل بر ادامه همکاری است، اما زمانی که اجرای تعهدات عملاً غیرممکن یا غیرقابل اعتماد شود، قانون اجازه پایان رابطه قراردادی را میدهد. مهمترین نکته آن است که فسخ صرفاً اعلام یکطرفه نیست، بلکه باید بر اساس شرایط مشخصشده در قرارداد انجام شود و آثار مالی آن نیز از قبل تعیین گردد.
فسخ توسط مالک
مواردی که معمولاً به مالک حق فسخ میدهد
مالک زمین زمانی میتواند قرارداد را خاتمه دهد که ادامه همکاری امنیت مالکیت یا ارزش ملک را تهدید کند. مهمترین این موارد عبارتاند از:
-
عدم شروع عملیات ساختمانی در مدت توافقشده
-
توقف طولانی پروژه بدون دلیل موجه
-
در این شرایط فلسفه فسخ، جلوگیری از قفل شدن ملک برای سالها و حفظ ارزش آن است.
-
کاهش جدی کیفیت ساخت برخلاف مشخصات فنی
-
ناتوانی مالی سازنده یا ترک کارگاه
-
انتقال غیرمجاز قرارداد یا پیشفروش خارج از توافق
فسخ توسط سازنده
مواردی که معمولاً به سازنده حق فسخ میدهد
در مقابل، سازنده نیز زمانی حق خاتمه قرارداد را دارد که امکان اجرای پروژه از سوی مالک سلب شود یا سرمایهگذاری او در خطر قرار گیرد. از جمله:
-
عدم تحویل ملک یا رفع تصرف
-
خودداری مالک از انتقال مرحلهای سند طبق قرارداد
تحویل نهایی و تقسیمنامه
پس از پایان ساخت باید:
-
صورتمجلس تفکیکی گرفته شود
-
تقسیمنامه تنظیم شود
-
سند تفکیک شود
اگر تقسیمنامه تعیین نشده باشد اختلاف تازه شروع میشود.
اشتباهات رایج مالکان
بخش قابل توجهی از اختلافات مشارکت در ساخت ناشی از تصمیمهای اولیه مالک است؛ تصمیمهایی که اغلب با اعتماد شخصی یا عجله در شروع پروژه گرفته میشود. مالک تصور میکند چون زمین متعلق به اوست، خطر چندانی متوجهش نیست، در حالی که در این نوع قرارداد عملاً با امضای توافق، کنترل ملک بهتدریج وارد یک فرآیند حقوقی پیچیده میشود. بسیاری از پروندههای سنگین زمانی شکل میگیرند که مالک بدون بررسی کافی وارد قرارداد شده و بعد از شروع عملیات متوجه پیامدهای آن میشود.
نخستین اشتباه، انتخاب سازنده صرفاً بر اساس آشنایی یا پیشنهاد اطرافیان است. در عمل، سابقه حرفهای سازنده مهمتر از روابط شخصی است. اگر سازنده توان مالی یا تجربه کافی نداشته باشد، پروژه نیمهکاره میماند و ملک برای مدت طولانی بلااستفاده خواهد شد. بررسی پروژههای قبلی، توان اجرایی و وضعیت مالی سازنده اقدامی ضروری است که اغلب نادیده گرفته میشود.
اشتباه مهم دیگر، انتقال کامل سند در ابتدای قرارداد است. برخی مالکان برای جلب اعتماد سازنده یا تسریع امور اداری، مالکیت را یکجا منتقل میکنند. در چنین شرایطی اگر سازنده تعهدات خود را انجام ندهد، بازگرداندن مالکیت بسیار دشوار میشود و مالک عملاً ابزار فشار حقوقی خود را از دست میدهد. در حالی که هدف از قرارداد ایجاد تعادل میان طرفین است، نه واگذاری یکطرفه اختیار.
بسیاری از مالکان همچنین به درصد مشارکت بیش از حد توجه میکنند و از سایر بندهای قرارداد غافل میشوند. در حالی که تجربه نشان میدهد اختلافات عمدتاً از نحوه تقسیم واحدها، زمان تحویل و کیفیت ساخت ناشی میشود نه از عدد درصد. قراردادی که فقط درصد بالایی برای مالک تعیین کند اما ضمانت اجرا نداشته باشد، در عمل ارزشی نخواهد داشت.
از دیگر اشتباهات رایج، نداشتن ضمانت اجرای مؤثر است. برخی قراردادها صرفاً شامل تعهدات کلی هستند و برای تأخیر یا ترک پروژه پیامد مشخصی پیشبینی نکردهاند. در این وضعیت حتی اگر سازنده پروژه را متوقف کند، الزام او به ادامه کار دشوار خواهد بود. ضمانت اجرا در واقع ابزار عملی حفظ حقوق مالک است و حذف آن قرارداد را به یک توافق غیرقابل اتکا تبدیل میکند.
همچنین مالکان گاهی بدون تعیین حدود اختیارات، وکالت گستردهای به سازنده میدهند. این موضوع میتواند به پیشفروش یا انتقال خارج از توافق منجر شود و مالک را در موقعیتی قرار دهد که بازگشت وضعیت قبلی بسیار پیچیده باشد. وکالت باید صرفاً برای امور اجرایی پروژه تنظیم شود نه برای تصرف در مالکیت.
در نهایت، یکی از مهمترین خطاها امضای قرارداد بدون بررسی تخصصی است. بسیاری از اختلافات زمانی آغاز میشود که پروژه وارد مرحله اجرا شده و اصلاح قرارداد دیگر امکانپذیر نیست. مشارکت در ساخت قراردادی چندساله و پرهزینه است و تصمیمگیری درباره آن نباید صرفاً بر پایه اعتماد یا تجربه شخصی انجام شود.
در مجموع، بزرگترین اشتباه مالک ساده دیدن قرارداد است. مشارکت در ساخت معامله زمین نیست، بلکه ورود به یک رابطه حقوقی بلندمدت است و هر تصمیم اولیه میتواند سالها بعد نتیجه خود را نشان دهد.
اشتباهات رایج سازندگان
-
شروع ساخت بدون قرارداد دقیق
-
پیشفروش غیرقانونی
-
عدم پیشبینی افزایش هزینهها
-
عدم تعیین تکلیف انصراف مالک
ترتیب صحیح تنظیم قرارداد
-
استعلام شهرداری
-
استعلام ثبت
-
تعیین سهم دقیق
-
تنظیم پیوست فنی
-
تعیین ضمانت اجرا
-
تنظیم وکالت محدود
-
امضا در دفترخانه
نتیجهگیری
قرارداد مشارکت در ساخت در ظاهر یک توافق ساده میان مالک و سازنده برای احداث ساختمان است، اما در واقع یک رابطه حقوقی بلندمدت و چندلایه محسوب میشود که با مسائل ثبتی، شهری، مالی، فنی و حتی کیفری در ارتباط است. تجربه عملی پروندههای ملکی نشان میدهد بیشترین اختلافات نه به دلیل بدعهدی عمدی طرفین، بلکه به علت ناقص بودن متن قرارداد و پیشبینی نکردن شرایط آینده به وجود میآید. پروژه ساختمانی برخلاف بسیاری از معاملات، یک اقدام لحظهای نیست؛ ممکن است چند سال ادامه داشته باشد و در این مدت شرایط اقتصادی، قیمت مصالح، مقررات شهرداری و حتی وضعیت شخصی طرفین تغییر کند. اگر قرارداد نتواند این تغییرات را پوشش دهد، عملاً توان اداره پروژه را از دست میدهد و اختلاف اجتنابناپذیر میشود.
بزرگترین اشتباه رایج تمرکز صرف بر درصد مشارکت است. بسیاری از مالکان و سازندگان تصور میکنند اگر درصد عادلانه تعیین شود، پروژه بدون مشکل پیش خواهد رفت؛ در حالی که اختلافات واقعی معمولاً از زمان تحویل ملک، انتقال سند، کیفیت ساخت، تأخیر در اجرا یا نحوه تقسیم واحدها آغاز میشود. قراردادی که فاقد ضمانت اجرا، زمانبندی مرحلهای و تعیین دقیق تعهدات باشد حتی اگر بهترین درصد را هم داشته باشد، نمیتواند از حقوق طرفین محافظت کند. در مقابل، قراردادی که تکلیف هر وضعیت احتمالی را مشخص کرده باشد، حتی در شرایط بروز مشکل نیز مسیر حل اختلاف را روشن میسازد.
همچنین باید توجه داشت که اعتماد شخصی جایگزین قرارداد حقوقی نمیشود. بسیاری از پروژهها میان دوستان یا بستگان منعقد میشود و به همین دلیل جزئیات حقوقی جدی گرفته نمیشود، اما در زمان بروز اختلاف، همین روابط دوستانه بیشترین آسیب را میبیند و اختلاف به دعوای پیچیده قضایی تبدیل میشود. قرارداد دقیق نهتنها نشانه بیاعتمادی نیست بلکه ابزار حفظ رابطه و جلوگیری از سوءبرداشتهای آینده است.
از سوی دیگر، انتقال کامل سند در ابتدای کار یا اعطای وکالتهای نامحدود از مهمترین عوامل از دست رفتن کنترل پروژه است. مالک باید بداند ابزار اصلی تضمین اجرای تعهدات، مالکیت مرحلهای است و سازنده نیز باید اطمینان داشته باشد که در صورت انجام تعهدات، امکان انتقال رسمی سهم خود را خواهد داشت. تعادل میان این دو موضوع تنها از طریق تنظیم صحیح مفاد قرارداد ایجاد میشود.
در نهایت، موفقیت یک پروژه مشارکت در ساخت بیش از آنکه وابسته به توافق شفاهی یا روابط طرفین باشد، وابسته به کیفیت متن قرارداد است. قراردادی که شفاف، جزئی و دارای ضمانت اجرا باشد، عملاً مسیر پروژه را از ابتدا تا پایان مشخص میکند و احتمال توقف یا دعوا را به حداقل میرساند. بنابراین مهمترین اقدام پیش از شروع هر پروژه ساختمانی، بررسی تخصصی مفاد قرارداد و پیشبینی اختلافات احتمالی است؛ اقدامی که میتواند از سالها درگیری قضایی و خسارت مالی جلوگیری کرده و سرمایه طرفین را حفظ کند.
برای مشاوره حقوقی تلفنی الزام به تنظیم سند رسمی ملک با 09212242670 تماس بگیرید.
نظرات